داستان اسباببازی؛ شاهکاری که نزدیک بود ساخته نشه | اپیزود ۹۳ پویانما
اینجا اپیزود ۹۳ پویاناست و هر بار که این عدد رو میگم، خودم یه لحظه مکث میکنم. از سال ۱۳۸۹ تا امروز بیش از شونزده سال گذشته، ولی هنوز هر بار که میکروفون رو روشن میکنم، دلم مثل همون روزهای اول میلرزه. هنوز با همون عشق و همون دیوونگی روز اول، و مثل همیشه از پراگ در خدمتتونیم.
تو این اپیزود چی میشنوید؟
- یه تقدیم از ته دل: این روزها خیلی از شما زیر سایهی نگرانی و فشار زندگی میکنید و خیلیهاتون مثل من از دور، اخبار رو با دلشوره دنبال میکنید. این اپیزود تقدیم به همهی بچههای انیمیشنیه که توی همین شرایط هنوز طراحی میکنن، هنوز رندر میگیرن و هنوز رویا میسازن. کاری که میکنید کوچیک نیست؛ ساختن، تو روزهایی که همهچیز داره خراب میشه، خودش یه جور مقاومته.
- پاییز پراگ و یه چای داغ: پراگ رنگبهرنگ شده و هوا داره سرد میشه. بهترین کار اینه که یه چای داغ با نبات بریزید و بشینید پای این اپیزود.
- داستان اسباببازی، نقطهی عطف تاریخ انیمیشن: سال ۱۹۹۵، اولین فیلم بلند تماماً کامپیوتری تاریخ سینما اومد و قواعد بازی رو برای همیشه عوض کرد.
- پشت صحنهی یه رویا: قصهی جان لستر و اد کتمال؛ آدمهایی که وقتی از آیندهی کامپیوتر حرف میزدن خیلیها بهشون میخندیدن، ولی رویای ساختن یه فیلم بلند انیمیشن کامپیوتری رو رها نکردن.
- فیلمی که از دل شکست متولد شد:
- این آدمها چطور از این همه دیوار و مانع رد شدن؟
- داستان چطور بارها رد شد و از نو نوشته شد؟
- چرا این پروژه چند بار تا لب سقوط رفت و باز هم سرپا موند؟
شاید برای همینه که این قصه امروز اینقدر به دلم نشست. آدمهایی که همهچیز علیهشون بود، ولی دست از ساختن نکشیدن.
پس این اپیزود تقدیم به همهی شما که هنوز با همهی سختیها، دلتون رو به نور و رنگ و زندگی گره زدید. بیاید با هم بمونیم و با هم بسازیم.
گوش بدید، نظرتون رو بگید و پویانما رو به رفقای انیمیشنکارتون هم معرفی کنید. 🎙️







این مطلب 0 دیدگاه دارد.