کارگردانهای فیلم ” رابین سینهسرخ” چگونگی کنار گذاشتنِ سبکِ بومی آردمن را توضیح میدهند

در پایان این هفته، کریسمس سه ماه زودتر از معمول _ و در حقیقت یک سال دیرتر_ به لندن امد. پس از تأخیر ایجادشده به خاطر بیماری کووید، برای نخستین بار محصول جدید شرکت Aardman (Wallace & Gromit, Chicken Run) ، فیلم کوتاه استاپ-موشن ” رابین سینهسرخ” در جشنواره فیلم لندن به نمایش درمیآید. این فیلم ارزش این مدت انتظار کشیدن را داشت.
” رابین سینهسرخ” داستان سینهسرخی را روایت میکند که توسط موشها بزرگ شده است، چند نوآوری جدید از این استودیوی انگلیسی را نشان میدهد. این فیلم نخستین اثر موزیکال این استودیو و نخستین محصولیست که این استودیو از ابتدا برای Netflix ساخته است ( هر چند این شبکه پیش از این فیلم A Shaun the Sheep Movie: Farmageddon را در ایالات متحده پخش کرده است ).
برخلاف شیوه معمول در استودیو Aardman ، افراد تازهواردی به نام Dan Ojari و Mikey Please کارگردانی این فیلم نیمساعته را بر عهده داشتهاند. ظاهراً این دو به جای استفاده از سبک معمول و رایج این استودیو _ یعنی عروسکهای پلاستیکی و حالاتِ صورتِ غلیظ _ با پیروی از ایده خاص خود از نمدهای سوزنی و نورپردازیهای ملایم و تزئینی استفاده کردهاند
Ojari و Please ، هر دو در کالج سلطنتی هنر لندن تحصیل و در این کالج فیلمهای کوتاه متافیزیکی با موضوع درک انسان از زمان را کارگردانی کردهاند. فیلم BAFTA اثر Please برنده Eagleman Stag شده و فیلم Slow Derek اثر Ojari در جشنواره Sundance به نمایش درآمد. آنها پس از فارغالتحصیلی استودیو Parabella را تأسیس کردند و همزمان با انجام پروژههای شخصی ، کارهای سفارشی از جمله ساخت یک مکان جالب و فوقالعاده سرگرمکننده برای آموزش تغذیه و رژیمهای غذایی برای برنامهی تلوزیونی واقعنما The Great British Bake Off نیز انجام دادند.
فیلم کوتاه “رابین سینهسرخ” یکی از این پروژهها بود که ایده ساخت آن در سال ۲۰۱۸ ، پس از آنکه Ojari و Please برای یکی از مدیران Aardman آوازی را که برای آن ساخته بودند خواندند شکل گرفت. وی مجذوب این کار شد و پروژه ساخت این فیلم کوتاه در Netflix آغاز گردید. ما قبل از اکران این فیلم در ۲۴ نوامبر ، گفتگویی با کارگردانهای این فیلم داشتیم تا بدانیم چطور شد که چنین فیلم غیرمعمولی را در Aardman ساختند و این پندمیک تا چه حد در این راه به آنها کمک کرد….
Cartoon Brew: چطور شد که ایده ساخت ” رابین سینهسرخ ” را با Aardman مطرح کردید؟
Mikey Please: ما این ایده را در جشنواره فیلم Annecy در سال ۲۰۱۸ مطرح کردیم. ما با خلبانی که برای مجموعه Alan the Infinite ساخته بودیم، در این جشنواره شرکت کرده بودیم و ” رابین سینهسرخ” در حقیقت ایده رزرو ما محسوب میشد. در آنجا به شکلی اتفاقی در غذاخوری با سارا کاکس (Sarah Cox)، تهیهکننده اجرایی، برخورد کردیم. به همین خاطر این ملاقات کاملاً غیرمنتظره و ناگهانی بود.

نسخهای از “رابین سینهسرخ” را که در قالب یک خلاصهداستان نوشته شده بود به او نشان دادیم. ما آن موقع آهنگِ زاغ Magpie را نوشته بودیم و این آهنگ را در غذاخوری برای او خواندیم. ماهیت خیالگونه و تخیلی ( این پروژه) واقعاً هیجانزدهاش کرد و او به این کار علاقمند شد.
او این نسخه را به Aardman برد و با Pete ( Lord، موسس استودیو) و احتمالاً تیم خلاق آن مطرح کرد و آنها هم از این پروژه خوششان آمد. به این ترتیب به Aardman آمدیم. مقدار زیادی تزئینات و کارهای دکوری نمدی کریسمس خریدیم و با آنها طرح را به شکلی مناسب معرفی کردیم. آنها هم این شیوه را پسندیدند ، پس از آن طرح را با Netflix و آلکسی ویلر ( Alexi Wheeler) ، مدیر بخش محتوای کودک و خانواده( EMEA) مطرح کردیم.
Dan Ojari: آنچه که به سارا نشان دادیم، یک خلاصه داستان بود. این خلاصهداستانها یک روش خیلی ساده و بصری برای روایت داستان بودند که ما برای چند مورد از ایدههایمان آماده کرده بودیم. اولین پیشنویس فیلمنامه را هم داشتیم، که البته تفاوت زیادی با آنچه که در نهایت ساختیم، داشت. برای ساخت برخی از طرحهای مفهومی و اولیه هم با یک تصویرگر، Briony May Smith کارهایی کرده بودیم.

روند کار چطور پیش رفت؟ آیا ” انجمنِ خلاق” از نزدیک درگیر کار بود؟
Please: بله، ما به شکلهای مختلف کار را با آنها کنترل میکردیم. سارا کاکس در روند ساخت حضور پررنگی داشت. در مورد فیلمنامه هم ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با سام ( موریسون، نویسنده همکار) داشتیم. جلسه فوقالعادهای هم برای تماشای این انیمیشن با Nick Park داشتیم که بازخوردهای بسیار عالی و مفهومی به ما داد.
Ojari: نکتهای را باید در مورد Aardman و Netflix بگویم و آن اینست که آنها به نوعی در یک شیوه فیلمسازی مانند هم هستند، در شیوه: اعتماد بسیار به خالق اثر، چرا که با این اعتماد، شما به عنوان خالق اثر، مسئولیت خوبی و بدی کار را خود بر عهده میگیرید. هم Aardman و هم Netflix تذکرات و توصیههای بسیار مفیدی به ما داشتند، اما هیچ اجباری برای انجام این توصیهها وارد نکردند.
مسئولیتهای خلاقانه را چگونه بین خودتان دو نفر تقسیم میکردید؟
Ojari: من پردهی اول و بخشی از پردهی دوم را انجام دادم.
Please: من هم در پردهی دوم شرکت داشتم و تا تیتراژِ پایانی ادامهاش دادم. ( میخندد)
Ojari: جریان کار بسیار روان بود.
Please: مثلِ غربِ وحشی بود. حق با کسی بود که در طولِ گفتگوها با صدای بلندتری صحبت میکرد. مشخص است که ما مدتهاست که با هم کار میکنیم و وقتی که در کارهای کوچکتر بودیم، هم در بخش مفهومی و هم در ساختار نوشتاری با یکدیگر کاملاً همکاری میکردیم.
وقتی نوبت به تولید میرسید، تقسیم کار در خصوص اینکه هر کس بیشتر بر روی چه حیطهای تمرکز داشته باشد ، گاهی اوقات آسانتر بود. اما وقتی کار به Aardman آمد، ما بخشی از تیم بسیار فوقالعاده و شگفتانگیز این استودیو شدیم و در حقیقت دیگر تقسیم کار چندان معنا نداشت. در حقیقت هر دوی ما در همه چیز دخیل بودیم. وقتی نوبت کارگردانی کار در صحنه _ اداره کردن و اجرای نماها_ میشد، فیلم را به نوعی به دو قسمت تقسیم میکردیم و هر کدام بیشتر بر روی یک قسمت خاص از فیلم تمرکز میکردیم. این بخش در اواسطِ پردهی دوم نبود، اما…
Ojari: مقداری شباهت داشت، اینطور نیست؟ فکر میکنم که ساختار Aardman در دیگر محصولات استاپموشن آنست که اگر دو کارگردان در کار باشند، که اغلب اوقات اینطور هست، هر کدام از کارگردانها صحنههای مخصوص به خود را دارند. زیرا اگر هر دو نفر همزمان بر روی یک نما کار کنند، خیلی گیجکننده میشود.
اما از یک نظر ، اینکه دو کارگردان با هم بر روی یک نما کار کنند ، یک نقطه مثبت دارد و آن اینست که برای مشخص کردن مسائل بین خودشان ، باید آنها را به زبان بیاورند. باید هر دو درک واضح و روشنی از نما داشته باشند… بنابراین وقتی آنها را با کلام به دیگری منتقل میکنید، میدانید که مسائل واضح، مشخص و منطقی هستند.

Aardman یک سبک خاص و معمول دارد که به نوعی ترکیبی از سبکهای نیک پارک (Nick Park) و پیتر لرد (Peter Lord) است: عروسکهای پلاستیکی و …. آیا از همان ابتدای کار برایتان مشخص بود که در فیلمتان از این سبک تبعیت نمیکنید؟
Ojari: (اساساً) اطلاعی از زیر و بم کار در Aardman و اینکه آنها قصد دارند کار را با چه شیوهای پیش ببرند، نداشتیم. ما با خودمان میگفتیم، « معلوم نیست که آیا قصد دارند تا سبکِ خاصِ استودیو را به پروژه تحمیل کنند یا نه، این چیزی نیست که ما به صورتِ طبیعی انجام دهیم، اما، میدانید، . اما خب، این هم به نوعی جالب بود» ولی سرانجام اینجا آمدیم و دیدیم که در واقع روح و سرشت Aardman تنها اینست که برای خلق آثار عجیب و جالب تلاش کند. در اینجا همه از انجام یک کار جدید و امتحان کردن یک کار غیرمعمول استقبال میکنند.
از چه چیز کارهای نمدی و پرزدار خوشتان میآید؟ آیا قبلاً هم از این کارها در انیمیشن استفاده کرده بودید؟
Please: به عنوان ماده اصلی، خیر. این کارها مواد خوبی برای کار انیمیشن هستند. مسلم است که انیمیشنهای استاپ موشن زیادی هستند که از این کارهای نمدی استفاده کردهاند و تعدادشان روزبهروز بیشتر هم میشود، بسیاری از هنرمندان بزرگ از این شیوه استفاده کردهاند.
این مواد به لحاظ ویژگی و کیفیت ، شباهت زیادی به پلاستیسین دارند، چرا که میتوان با آنها مجسمهسازی کرد و میتوان با آنها خیلی سریع و فوری و به شیوهای ملموس اعضای بدن را ساخت ؛ و این ویژگی همان چیزیست که در هنگام ساخت استاپموشن مورد نیاز است. در حقیقت شما میخواهید کاری که انجام میدهید، یک کار بدون ایراد باشد.
نکته جذابی هم در مورد نحوه جذب نور توسط نمد وجود دارد. یکی از نکاتی که ( از قبل) در هنگام کار با مواد فوم plastazote برای ما جالب بود، این بود که میتوان از پشت نور قوی به این مواد تاباند و این کار باعث میشود که همهچیز به شکلی بدرخشد. نمد هم کیفیتی شبیه به آن مواد دارد، به این معنی که با تاباندن نور به کنارههای عروسکهای نمدی ، این عروسکها نوعی درخشش اسرارآمیز پیدا میکنند.
ویژگی دیگری هم در ( نمد) وجود دارد که آن را برای این نوع فیلمها بسیار مناسب میکند و آن اینست که این ماده به نرمی پشم است و همچنین قابلیت فشردهشدن را دارد و میتوان آن را روی درخت کریسمس آویزان کرد.
آیا هیچیک از آن انیمیشنهای استاپموشنِ نمدی را به عنوان مرجع و نمونه کار تماشا کرده و یا با کارگردانهایشان صحبت کردهاید؟ منظورم Oh Willy… یا چیزی از این دست است.
Please: هنرمندان زیادی (در Aardman) بودند که قبلاً با نمد کار کرده بودند. بدیهیست که ما تحقیقات زیادی کردیم تا بدانیم آنها را چطور درست کنیم که قابلیت انعطاف داشته باشند ولی پوستشان حالت کشیدگی پیدا نکند. نمد ذاتاً حالت کشسانی ندارد، اما اگر لباس مناسبی به این عروسکها پوشانده شود، بدنشان به نظر به صورتی یکپارچه و بههمپیوسته به نظر میرسد.
البته ما از طرفداران پروپاقرص مارک (James Roels ) و اِما ( de Swaef، کارگردانهای Oh Willy…) هستیم. و اگر سایر کسانی که در این شیوه کار میکنند را هم در نظر بگیرید، همهشان به صورت زوج با هم کار میکنند.
Ojari: زمانی را که فیلم ” این کیک باشکوه! ” ( This Magnificent Cake!) را نمایش میدادیم، به یاد میآورم _ فوقالعاده بود. نمد سوزنی در هر حال فقط نمد است ، اما هر کدام از این فیلمها برای نحوه استفاده از آن ، قوانین و روش خاص خود را دارند. میتوان گفت که “رابین سینهسرخ” هم یک فیلم نمدی است، اما از نظر من نحوه استفاده از نمد در آن کاملاً متفاوت است. بخشی از این تفاوت در مقدار حرارتی که ایجاد میکند و در میزان استحکام آن است.
در واقع ما با چشمانی باز به سراغ این ماده رفتیم. از بافت و نحوه آتش گرفتن آن هم استفاده کردیم. وقتی با این ماده کار میکنید، نوعی خاصیت گرم شدن و تولید حرارت در آن وجود دارد، اما مقدار این حرارت را در نظر گرفته بودیم. ما آزمایشاتی انجام دادیم تا ببینیم که اگر توجهی به محل تماس دست با نمد و یا موارد دیگر نداشته باشیم و فقط بگذاریم تا گرم شده و حرارت ایجاد کند، چه اتفاقی میافتد. اما این ماده میتواند در عین حال یک ماده وحشی و غیرقابلکنترل هم باشد. این امر در برخی صحنههای صمیمی و خاص ، میتواند مسئلهساز شده و صحنه را به هم بریزد.
گفتید که عروسکسازها و انیماتورها قبلاً تجربه کار با نمد را داشتهاند؟ آیا افراد خاصی را برای انجام این کار انتخاب میکردید؟
Please: بله، ما تعدادی از کارشناسان ماهر در کار با نمد سوزنی را برای این کار آوردیم.
Ojari: من فکر میکنم حتی کسانی را داشتیم که کارگاههای کار با نمد سوزنی را اداره میکنند. تکنیکهای جالب، بسیار زیبا و پیچیدهای برای کار با نمد سوزنی وجود دارد.
Please: این کارها با برخی شیوههای ارائه میتوانند خیلی واقعی به نظر برسند. میتوان با آنها کارهای دقیق و ظریفی انجام داد. ما از روی کارهای هنری Matt Forsythe که بسیار هنرمندانه هستند و تداخل رنگ زیادی دارند ، کار میکردیم. قصد داشتیم ، ظاهر و نحوه استفاده از نمد به آن صورت باشد.
Ojari: و همینطور در مورد سادگی طراحی این شخصیت. ما آزمایشهای زیادی انجام دادیم، نمونههای پیچیدهای در مورد این شخصیت ، حتی تکتک پرهایش و یا اجزایی مانند آن ارائه دادیم. این نمونهها واقعاً زیبا بودند، اما Matt ما را وادار کرد که تنها ساده و جسور باشیم و بگذاریم تا شکل شخصیتها و سادگی این ماده ( نمد) جلوه بیشتری داشته باشد.
برخی جلوههای ویژه – مانند دودهای گیجکننده – در فیلمبرداری وجود دارد، اما برخی از این جلوهها دوبعدی هستند….
Please: درست است. ما کار را با نمونههای دوبعدی که با دست طراحی شده بودند، شروع کردیم ، اما خب، جلوههای ویژه دود و برف چند مرحلهای هم در کار انجام دادیم.
و پس از آن جان بیگینز ( Jon Biggins)، سرپرست جلوههای ویژه ما ، به صورت استریوسکوپی از عروسکها تصویربرداری کرد. بنابراین هر چند که این کار یک فیلم سهبعدی نیست، اما برای آنکه بتوانیم نمایی سهبعدی از عروسکها داشته باشیم و بعد آن را با عناصر استاپموشن واقعی که پشت سر شخصیتها هستند، ادغام کنیم، بیشتر آن را به صورت سهبعدی فیلمبرداری شد. تمام مه و گلولههای برف نمدی ، حتی جلوههای ویژه مربوط به آب در فیلم به درستی با یکدیگر درآمیختهاند که گویی این اثر یک فیلم cg است.
این کار فوقالعاده مفید بود. در عین حال هم نمایی از عناصر واقعی در دوربین متحرکسازی ( rostrum) داشتیم و هم میتوانستیم آنها را به شکلی واقعی در هم ادغام کنیم. چرا که در غیر این صورت نماها میتوانست مانند یک تصویر کاملاً صاف باشد که گویا یک کولاژ بر روی آن چسبانده شده است.
و همه گیری بیماری کووید۱۹٫ راهی برای پرهیز از آن وجود ندارد. آیا وقفهای در کار تصویربرداری شما ایجاد کرد؟ اصلاً قبل از بروز همهگیری کار را شروع کرده بودید؟
Please: بله، تأثیر زیادی داشت.
Ojari: فکر میکنم حدوداً سه هفته قبل از (شروع قرنطینه) کار را شروع کرده بودیم. برای همین تازه داشتیم به نوعی با جریان کار آشنا میشدیم و این کار هم کار بسیار جاهطلبانه و بلندپروازانهای بود. ما همواره میدانستیم که برنامههای ما و بلندپروازانه بودن این پروژه با همدیگر همخوانی ندارند ، به همین خاطر اطمینان داشتیم که با شرایط سختی روبرو خواهیم شد.
وضعیت عجیبی بود که در آن فقط سعی میکردی به حداکثر سرعت برسی و بعد همه ماجراها شروع شد و همه افراد کاملاً کار را رها کردند. اماجدای از هر چیز، نکته امیدوار کننده کار آن بود که ما قطعاً آن را میسازیم، چرا که تا آن موقع به اندازه کافی فیلم گرفته بودیم. پس این تضمین وجود داشت که فیلم قطعاً ساخته خواهد شد.
اما در آن زمان این همهگیری به ما فرصت داد تا وسایلمان را جمع کنیم و فقط بر روی کار با تیم داستانپردازی، تدوینگر و آهنگسازان تمرکز کنیم _ زیرا هنگام آمادهشدن برای فیلمبرداری باید با بخشهای متعددی هماهنگ میشدیم. بنابراین فرصتی که این چند ماه پیشرو به ما داد تا بتوانیم ” با خود بگوییم که بیایید این موارد را اصلاح کنیم و این موارد را بهتر کنیم.”، خیلی فوقالعاده بود.

بنابراین ما تمام این مدت را که تیم Aardman مشغول ایمنسازی تمام بخشهای استودیو در برابر بیماری کووید ۱۹ بودند ، صرفاً بر روی نسخه اولیه این انیمیشن کار کردیم. و چون این زمان را داشتیم، بخشهای خاصی از کار به طرز چشمگیری بهتر شدند.
Please: تصور میکنم بدترین تأثیر این همهگیری آن بود که نتوانستیم به شکلی مناسب و مانند کارهای معمولمان با تیم سازنده همگام و یکدست شویم. از آنجایی که همهچیز باید در حد کاری انجام میشد، حداقل ارتباط بین بخشهای مختلف وجود داشت.
Ojari: Aztec West (استودیو Aardman) خوشگلترین جای موجود در جهان نیست، اما گروه شگفتانگیزی در آن حضور دارند. افرادی که برای مدت طولانی در آن کار کردهاند، بسیار بااستعدادند و علاقه زیادی به کاری که انجام میدهند، دارند. به همین خاطر این استودیو فضا و تیم بسیار دوستداشتنی دارد و اینکه رسماً از این فضا دور افتاده بودیم خیلی ناراحتکننده بود.
این را هم میدانستیم که حضور در محل کار ممکن است خطراتی در پی داشته باشد، دوران بسیار سختی بود ، اما هنوز هم همه روحیه خود را حفظ کرده و مشتاق بودند که بهترین کار ممکن را بسازند.
این مطلب 0 دیدگاه دارد.